تبليغاتX
به وبلاگ من خوش آمدید

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:19  توسط tahereh  | 

 

1. می ترسم دنیا به پایان برسد و من در چشم تو جایی نداشته باشم،می ترسم کلمات نتوانند شوق مرا به تو توصیف کنند. می ترسم کبوترانی که به سمت تو پرواز می دهم نارسا باشند. شب طولانی شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد

 

2. شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر می شود با خودم عهد بستم بار دیگر که تورا دیدم ... بگویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم : بی تو میمیرم

 

3.  می دونین گریه چیه؟؟؟؟ گریه نشون غصه هاست. گریه نماد عاشقاست گریه پیام هم دلیست گریه میگن هزارویک ئshy;رف دله گریه نماد مردنه گریه نماد مئshy;بته فکر نکنی منظور من همون گریه ابشاری اون گریه ای که من میگم همون اشک کوچیکه بلوریه که اسه اسه میاد پایین از گوشه سرخ چشام

 

4. عشقبازی را ندانستم قماری مشکل است تا نشستم روبروی یار ، خود را باختم

5. خنده آدمها همیشه از دلخوشی نیست . گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست .

 

6.فکر کردی بری قید چشاتو می زنم اگه فکر کردی بری ازت به آسونی دل می کنم آفرین یه بار تو عمرت درست فکر کردی

 

 

7.کسی که از دور دستی بر آتش دارد همیشه منتقد است یعنی کسی که عقب می نشیند و نظاره گر کسانی است که در گود هستند و سپس فیلسوف مآبانه درباره آنچه آنان انجام می دهند داد سخن می دهد. انتقاد کردن آسان است اما عمل کردن نیازمند کوشش، خطر کردن و تغییر است.

 

8. همیشه این‌گونه بوده است: کسی را که خیلی دوست داری زود از دست می‌دهی، پیش از آنکه خوب نگاهش کنی. پیش از آنکه تمام ئshy;رفهایت را به او بگویی، پیش از آنکه همه‌ی لبخندهایت را به او نشان بدهی، مثل پروانه‌های زیبا، بال می‌گیرد و دور می‌شود. فکر می‌کردی می‌توانی تا آخرین روز که زمین به دور خود می‌چرخد و خورشید از پشت کوه‌ها سرک می‌کشد در کنارش باشی

 

9. آغوش پارکینگی است که جریمه ندارد . . . . بوسه تصادفی است که خسارت ندارد . . . . . . . . چیه دنبالم راه افتادی

 

10. دو مورد بیهوده ترین احساسات، غصه خوردن برای اتفاقی است که افتاده و نگرانی برای چیزی است که احتمال دارد و در آینده روی دهد.

 

11. شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری وچه زود گذشت بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید، بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت.

 

12.  گفتگوی ماه و نابینا: نابینا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمی بینی چطوری دوستم داری نابینا گفت اگه می دیدمت عاشق زیباییت می شدم اما الان که نمی بینمت عاشق خودت هستم.

 

13.  دنبال نگاهها نرو چون می تونن گولت بزنن. دنبال دارایی نرو چون که افول می کنه . دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون با لبخند می شه یه روز تیره رو روشن کرد.

 

14.  اگه یه روز کسی بهت گفت: دوست دارم سعی نکن بهش بگی دوستش داری, اگه گفت عاشقتم سعی نکن عاشقش بشی, اگه گفت همه ی زندگیش تویی سعی نکن همه ی زندگیش باشی چون یه روز میاد و بهت میگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمی تونی سعی کنی ازش متنفر بشی.

 

15.  یه فرشته از خدا می پرسه که چرا منو اینقدر ناز آفریدی؟ می گه اینکه چیزی نیست اونیکه این اس ام اس رو می خونه از تو هم نازتره

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:15  توسط tahereh  | 

 

 Free Image Hosting at allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:10  توسط tahereh  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:7  توسط tahereh  | 
دوست داشتم در اولين قطرات اشکم درک می کردی آنچه در وجودم بود.دوست داشتم در تمام ناباوريها و تمام بايد ونبايدها باور می کردی دردی را که سالهاست در گوشه اين دل پنهان است و با تمام خاموشيم بفهمی که در دلم غوغايی برپاست.با همه کودکيم نگاهم را ذره ای از وجودت بدانی. دوست داشتم لحظه ای با مکث خود تمام هستی را به هم پيوند می دادی و هستی را آنچنان به من می بخشيدی که ديگر اثری از آن نباشد.دوست داشتم فرياد خفه اين گل بخاک افتاده را بدست تن نااميد به باد نمی سپردی که ناگهان نه بادی می ماند نه من،دوست داشتم من هم يکی از صدها ستاره ای بودم که در کنج دلت آشيانه دارد. گر چه می دانم نور من به وسعت ستاره های ديگرت نيست.دوست داشتم گلی بودم در اوج نابودی که فقط به نبودن می انديشد و ناگهان دستی می آمد و مرا به دوباره بودن و ماندن در اين زمين خوش خيال(زمينی که عادت کرده به رهگذرانش)دعوت می کرد.ولی من هر چه با تو خنديديم،هر چه گريه کردم،هر چه احساس کردم يک شبه به فراموشی سپرده شد.نمی دانم کدام آرزو تو را صدا کرد؟!نمی دانم کدام خواهش معنای خواهش من شد؟!نمی دانم کدام شک و ترديد واژه های درد آلود مرا از يادت برد،نمی دانم چرا اين قصری را که تمام نفسهايمان در آن محبوس بود يک شبه خراب کردی؟!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 13:14  توسط tahereh  | 

تو باعث شدي يه چيزي رو بفهمم . بفهمم عشق يعني چي ... بفهمم دل کجاست ... بفهمم وقتي کسي عاشق ميشه چه حالي داره ... بفهمم درد عشق چيه ... حالا مي دونم ... ميدونم عشق يعني تشنگي . عشق يعني نياز . عشق يعني التماس . عشق يعني آرزو . عشق يعني خواستن و بدست نياوردن . عشق يعني دويدن و نرسيدن . آره ، عشق يعني نرسيدن


عشق چیست؟

  • شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "

استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از

 گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "

  • شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "

  • و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم
  •  
  • و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."

استاد گفت: " عشق يعنی همين! "


 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 11:28  توسط tahereh  | 
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 12:16  توسط tahereh  | 
سلام.................

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه. تا حالا به مشکل به این بزرگی بر نخوردم ازتون کمک میخوام. نمیدونم چه طوری بیان کنم؟

یکی بهم پیشنهاد دوستی داده بود من بعد از مدت ها قبول کردم خیلی دوستم داشت و خیلی دوستش داشتم و دارم اوایل رفاقت در برابر اشتباهی که انجام میدادیم گذشت داشتیم خیلی راحت تر از اون چیزی که دارم میگم همدیگه رو میبخشیدیم ولی بعد از مدتها بنابر هر دلیلی (فشار خانواده. سنگینی کار. نداشتن وقت و حوصله. شاید هم خسته شدن از دست من) با من برخورد خیلی بدی داره نمیگم من با اون خوبم ولی اون با من خیلی بد رفتار میکنه. من اگه از دستش ناراحت بشم کلی بهش حرف میزنم وقتی ناراحتش کردم ازش خواهش میکنم که حالش خوب بشه چون من بدون اون میمیرم ولی اون نه از دستم اعصبانی بشه راهی نداره تا خودش اروم بشه ولی من با صحبت کردن با اون اروم میشم همیشه بهم میگه که خیلی دوستم داره ولی نمیتونه اون کسی بشه که من میخوام. هر جا برم بهش میگم و اجازه میگیرم ولی خیلی راحت هر جا دلش بخواد میره بدون اینکه بهم بگه بعد کارش رو هم درست میدونه میگه بیکار نیستم که هر دقیقه بهت بگم کجا میرم و میام. باور کنید خیلی دوستش درام و عاشقشم ولی نمیدونم این رو چی طوری بهش بگم تا متوجه بشه؟

چند کار انجام دادم ولی تاثیر نداشت صد دفعه بهش گفتم که دوستت دارم عاشقتم و من بدون تو نمیتونم در این دنیا زندگی کنم ولی بی تاثیر بود. صد دفعه خواستم با کارم بهش نشون بدم ولی بازم نشد غیر مستقیم بهش گفتم همش بهش میگم تنها چیزی که ازارم میده ناراحت شدن تو از دست منه ولی باز هم تاثیر نداره نمیدونم دیگه چیکار کنم تا اون رو متوجه کنم که خیلی دوستش دارم و بهش نیاز درام.

از همه بدتر که دیروز اتفاق افتاد این بود که ما هیچ وقت بعد از حرف زدن با هم خداحافظی نمیکنیم ولی دیروز یه کار کرد خیلی از دستش اعصبانی شدم خیلی راحت داشتم بهش میگفتم که اعصبانی شد و هر چی دلش خواست بهم گفت و بدتر اینکه خداحافظی کرد و قطع کرد حالا بهم بگین چی کار کنم؟

خواهشا کمک هاتون در حدی باشه این رابطه رو بهتر کنید نه اینکه از بین ببرید من نمیتونم این رابطه را ار بین ببرم و همه چی رو تموم کنم خواهشا برای بهبود این رابطه نظر بدهید. من منتظرتون هستم خواهشا کمکم کنید.

مرسی.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 8:38  توسط tahereh  | 
شعر عاشقانه کوتاه و خوب

به حق ساقي کوثر وجودت بي بلا باشد

 سر دستت علي گيرد نگهدارت خدا باشد

به غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

غلط است هرکه گويد دل به دل راه دارد

دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

 تورا مي خواستم تا در جواني

نميرم از غم بي همزباني

غم بي همزباني سوخت جانم

چه مي خواهم دگر زين زندگاني؟!

چشم چشم دو ابرو ...... نگاه من به هر سو

پس چرا نيستي پيشم ؟..... نگاه خيس تو کو ؟

 گوش گوش دوتا گوش ..... يه دست باز يه آغوش

بيا بگير قلبمو ..... يادم تورا فراموش

 چوب چوب يه گردن ..... جايي نري تو بي من !

دق مي کنم ميميرم ..... اگه دور بشي از من

 دست دست دوتا پا ..... ياد تو مونده اينجا

يادت مياد که گفتي ..... بي تو نميرم هيچ جا

من ؟ من ؟ يه عاشق ..... همون مجنون سابق


 

             i love you


 


 

 


 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11:6  توسط tahereh  | 
تنهایم

کنار پنجره می آیم

نسیم تبسم تو جاریست

قاصدکها آمده اند

در رقص باد و یاد

سبز

سپید

سرخ...

و این آخرین قاصدک

چقدر شبیه لبخند خداحافظی توست!


نمی دانم کدام پرنده

در نبض مدادهایت جاری بود

که هیچ کاغذی

در وسعت حجم آن نگنجید

راستی نگفتی کدام باد

      بادبادکهایت را با خود برد


گاه تلخ بودن بهتر از نبودن است  چرا رفتی؟؟؟

 

همه زندگی انتظار است ٬ سخت ترین لحظه های زندگی را سپری

 

 می کنیم . یک عمر منتظریم . روزی که این قلب بایستد انتظار همه

 

تمام می شود و آرام می گیریم . ما در زنجیره بخت هم سرشت شده ایم

 

 و آسوده نشسته ایم و زمان ها را به هم می بافیم . نمی دانم در خط

 

 سر نوشت که ما شرقی ها اسم آن را قسمت گذاشتیم ٬ کجای خط

 

هستیم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 10:56  توسط tahereh  |